شکلات
دیشب برای یه حاجت دنیایی رفتم شاهچراغ دعای توسل . اینقدر نعره زدم و متوسل شدم که اگه یه کمک دیگه ادامه می دادم تا استانه مبعوث شدن به پیامبری پیش می رفتم!!!
از خواسته م خجالت کشیدم! چه چیزی خواستم! شو کو لات!! خدایا از اینکه وقتتو به خاطر این خواسته بچه گانه گرفتم معذرت می خوام .با وجو اینکه خودت گفتی نمک زندگی مون رو هم از تو بخواهیم اما باز خیلی خجالت کشیدم .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 19:39 توسط پیدای پنهان
|
دل زمانی دل است که عاشق باشد و عشق جدا از واژه ها روح می خواهد.و این روح معنای واقعی انتظار استکه در لابه لای لغات مفهوم دلواپسی را به صاحب دل نشان می دهدتا به اندازه که وسعت که ان گوشه نگاهش را خریداری کند.حال فرق نمی کند این واژه ها از قلم یک نویسنده سالخورده باشد یا از دل تنگ یک نوجوان.مهم همان روحی ست که لغات را بی تاب می کند برای همان پیدای پنهان.....